در سال 1559 در شهر بال چاپ شد. براي درك انديشههاي سياسي دانته بررسي نامهها و درباب شهرياري او لازم است.
9. مسئلهٴ آب و خاك. رسالهٴ لاتيني كه مباحثهٴ دانته را در 20 ژانويهٴ 1320 در ونيز دربارهٴ نسبت آبها و خشكيهاي روي زمين شرح ميدهد. جوواني بِنِـدِتو مُنچتي آنرا از روي يك نسخهٴ دستنويس موٴلف منتشر كرده است (ونيز 1508). اصالت اين متن مسلم نيست و هيچ سند ديگري دربارهٴ واقعيت آن مباحثه در دست نيست. موٴلف (هر كس بوده) اين عقيدهٴ رايج را رد ميكند كه آب و خشكي در فلك واحدي قرار ندارند، بلكه داراي دو فلك جداگانه هستند، فلك آب و فلك خاك، كه مركزشان بر هم منطبق نيست. از آنجا كه اين رساله تا كشفش بهوسيلهٴ مُنچتي ناشناخته بود، آن عقيده تا پايان سدههاي ميانه بهقوت خود باقي ماند و هنگامي كه كريستف كلمب در سال 1498 در نزديك ساحل آمريكاي جنوبي جريانهاي نيرومند آب را مشاهده كرد كه مانع پيشرفتش بودند (آبي كه از رود اُرينوكو ميآمد.) گمان كرد در نزديكي بلندترين نقطهٴ درياست، جاييكه آب از پايين ميريزد.1
10. دانته در مقام اهل علم. دانته معلومات نجومي خوبي داشت، گرچه در برخي جزئيات به هنگام و روزآمد نبود. در زمينهٴ فيزيك، فيزيولوژي، و اگر
مسئلهٴ آب و خاك از او بوده باشد، جغرافيا هم داراي معلوماتي بود. در مورد ساير موضوعات هم در حد تمايلات فلسفي و شدت كنجكاوياش آگاهي داشت. او اهل علم نبود، بلكه شاعري فاضل و بزرگترين شاعر مسيحي سدههاي ميانه بود.
11. نجوم و جهانشناسي (شامل هواشناسي و فيزيك). مأخذ اصلي معلومات نجومي دانته مبادي علمالنجوم فرغاني (نهم ـ 1) بود، كه ترجمهٴ لاتيني آن را بهدقت مطالعه كرده بود. اين كتاب بسيار مقدماتي را در سال 1134 يوحناي اشبيلي (خوان سويلايي) (دوازدهم ـ 1) به لاتيني برگرداند، بار ديگر ژرار كرمونايي (دوازدهم ـ 2) آن را ترجمه كرد؛ حتي متن لاتيني به فرانسه و متن فرانسوي به ايتاليايي ترجمه شد (توسط زوتچرو بنچيوني پيش از سال 1313). البته دانته به ترجمههاي آن به زبانهاي محلي نيازي نداشت، چون لاتيني را هم بهخوبي ايتاليايي ميدانست. او تنها دوبار از فرغاني و كتابش نام ميبرد (بزم، مقالهٴ 2)، ولي بارها از آن استفاده كرده است. نميدانم او از كدام ترجمهٴ لاتيني استفاده كرده، ولي ترجمهٴ يوحنا معروفتر از ژرار بود، ازاينرو احتمال استفاده از آن بيشتر از ترجمهٴ ژرار است.